معنی ۱formal · 90%
توضیح روشنگرانهای که سوءتفاهم را برطرف یا موضع را روشن میکند
مثالهای طبیعی
Das Ministerium veröffentlichte eine Klarstellung zu den missverständlichen Zahlen.
وزارتخانه دربارهٔ اعداد مبهم یک شفافسازی منتشر کرد.
Zur Klarstellung: Der Beschluss gilt erst ab Januar.
برای رفع ابهام: این مصوبه از ژانویه اجرایی میشود.
Die Klarstellung im Anhang verhindert unterschiedliche Auslegungen.
توضیح موجود در پیوست از برداشتهای متفاوت جلوگیری میکند.
نکتهٔ کاربردی
Klarstellung از یک توضیح عادی صریحتر است و معمولاً در واکنش به ابهام، انتقاد یا سوءتفاهم میآید.
