معنی ۱colloquial · 82%
چیزی را پنهانی و بدون اجازه برداشتن تا برای خود نگهداشت.
مثالهای طبیعی
Jemand hat mein Fahrrad vor dem Laden geklaut.
کسی دوچرخهام را جلوی مغازه دزدید.
Der Junge klaute den Apfel ohne zu fragen.
پسر بدون اجازه سیب را برداشت.
Sie klaute ihrem Bruder aus Spaß den Hut.
او برای شوخی کلاه برادرش را برداشت.
نکتهٔ کاربردی
این فعل محاورهای است؛ stehlen رسمیتر و خنثیتر است و معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد.
درس کوتاه: klauen
چیزی را پنهانی و بدون اجازه برداشتن تا برای خود نگهداشت. این فعل محاورهای است؛ stehlen رسمیتر و خنثیتر است و معمولاً مفعول آکوزاتیو میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «klauen» مطابقت دارد؟
