معنی ۱neutral · 90%
ساز بزرگی با کلیدهای سیاه و سفید
مثالهای طبیعی
Sie spielt seit fünf Jahren Klavier.
او پنج سال است پیانو میزند.
Das Klavier steht im Wohnzimmer.
پیانو در اتاق نشیمن است.
Mein Sohn lernt gerade Klavier.
پسرم الان پیانو یاد میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
در عبارت Klavier spielen معمولاً ساز بدون حرف تعریف میآید.
ترکیبهای رایج
— پیانو زدن

