kleben
C2فعلچسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
JadoLearn Dictionary
kleben یعنی چسبیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
لحیم گری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تحسین کردن، کف زدن، صدای ناگهانی
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
پینه دوزی کردن، چسبیدن، الصاق کردن
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
لحیم گری
قرین شدن، پیوستن، پیوندن
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.