کودکی بسیار خردسال که از دورهٔ نوزادی گذشته و معمولاً هنوز به سن مدرسه نرسیده است
مثالهای طبیعی
Ein Kleinkind braucht im Alltag viel Aufsicht und Unterstützung.
یک کودک خردسال در زندگی روزمره به مراقبت و حمایت زیادی نیاز دارد.
Die Ärztin untersucht heute mehrere Kleinkinder mit Erkältungssymptomen.
پزشک امروز چند کودک خردسال با علائم سرماخوردگی را معاینه میکند.
Für Kleinkinder stellt das Hotel kostenlose Kinderbetten bereit.
هتل برای کودکان خردسال تخت کودک رایگان فراهم میکند.
نکتهٔ کاربردی
Kleinkind اصطلاحی خنثی برای گروه سنی است. برای نوزاد معمولاً Baby یا Säugling به کار میرود.
