معنی ۱formal · 90%
عضو مردِ روحانیت، بهویژه در متن رسمی، تاریخی یا نهادی
مثالهای طبیعی
Viele Kleriker spielten im Bildungswesen des Mittelalters eine wichtige Rolle.
بسیاری از روحانیان در آموزش قرون وسطی نقش مهمی داشتند.
Der Kleriker wurde in ein neues Amt berufen.
آن روحانی به سمتی جدید منصوب شد.
Mehrere Kleriker äußerten sich öffentlich zu der Reform.
چند روحانی دربارهٔ اصلاحات علناً اظهار نظر کردند.
نکتهٔ کاربردی
Kleriker به یک فرد از روحانیت اشاره دارد، در حالی که Klerus نام جمعیِ کل روحانیت است.
