روحانیت بهعنوان یک گروه یا نهاد جمعی
مثالهای طبیعی
Der Klerus verfügte über erheblichen politischen Einfluss.
روحانیت نفوذ سیاسی قابلتوجهی داشت.
Teile des Klerus unterstützten die Reform, andere lehnten sie ab.
بخشی از روحانیت از اصلاحات حمایت کرد و بخشی دیگر مخالف بود.
Die Studie untersucht das Verhältnis zwischen Adel und Klerus.
این پژوهش رابطهٔ میان اشراف و روحانیت را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Klerus جمعی است و معمولاً بهصورت مفرد میآید. برای فرد از Kleriker یا عنوان مشخص مانند Priester استفاده کنید.
