Klischee
C2اسمبرومور، ابتذال، بازیچه قرار دادن
JadoLearn Dictionary
Klischee یعنی برومور. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
برومور، ابتذال، بازیچه قرار دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ابتذال، بازیچه قرار دادن، کم بها
غرض ورزی، تعصب، برومور
برومور، نقشه کش، زیر شلواری
برومور
برومور، راهنمایی کردن، راهنما
برومور
برومور
برومور، کلیشه کردن
مثال، نمونه، سرمشق
پیکرک، تمثال، تندیس
پیکرک، تمثال، تندیس
دروغگوئی، دروغگویی، دروغگو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.