معنی ۱neutral · 88%
چند ضربهٔ کوتاه و تکراری زدن
مثالهای طبیعی
Jemand klopft an die Tür.
کسی به در میزند.
Er klopft mit den Fingern auf den Tisch.
او با انگشتانش روی میز ضربه میزند.
Sie klopft den Teppich draußen.
او فرش را بیرون میتکاند.
نکتهٔ کاربردی
برای در زدن، ساخت an die Tür klopfen رایج است.

