Knappheit
C2اسمکمیابی، ندرت، بی سابقگی
JadoLearn Dictionary
Knappheit یعنی کمیابی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کمیابی، ندرت، بی سابقگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کمیابی، ندرت، بی سابقگی
کمیابی، ندرت، بی سابقگی
کمیابی، ندرت، بی سابقگی
تغلیظ، تمرکز، غلظت
تغلیظ، تمرکز، غلظت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.