مادهٔ نرم مانند خمیر یا گل را با دست چندباره فشردن و ورزدادن.
مثالهای طبیعی
Knete den Brotteig zehn Minuten, bis er glatt und elastisch ist.
خمیر نان را ده دقیقه ورز بده تا صاف و کشسان شود.
Im Kunstunterricht kneteten die Kinder Ton zu kleinen Schalen.
بچهها در کلاس هنر با ورزدادن گل رس، کاسههای کوچکی ساختند.
Die Bäckerin merkte beim Kneten, dass dem Teig noch Wasser fehlte.
نانوا هنگام ورزدادن فهمید خمیر هنوز کمی آب لازم دارد.
نکتهٔ کاربردی
«kneten» فشردن و ورز دادن مکرر است؛ «umrühren» فقط همزدن است.
