knuddeln
C1فعلمنگنه کردن، فشاردادن، فشاردن
JadoLearn Dictionary
knuddeln یعنی منگنه کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منگنه کردن، فشاردادن، فشاردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پرت کردن، بر افکندن، پرتاب کردن
منگنه کردن، فشاردادن، فشاردن
عمل آوردن، فر اوردن، اختراع کردن
عمل آوردن، فر اوردن، بیرون دادن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
عمل آوردن، فر اوردن
نقشه
مثل، سرمشق، نمونه
راهپیمایی کردن، راه پیمایی کردن، تظاهرات کردن
مارس، مارچ، قدم رو
مارس، مارچ، قدم رو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.