توانستن؛ قادر بودن به انجام کاری
مثالهای طبیعی
Ich kann gut schwimmen.
من خوب شنا میکنم / میتوانم خوب شنا کنم.
Kannst du Deutsch sprechen?
میتوانی آلمانی صحبت کنی؟
Als Kind konnte ich nicht Rad fahren.
وقتی بچه بودم نمیتوانستم دوچرخهسواری کنم.
نکتهٔ کاربردی
در مفرد حال، ich و er/sie/es فرم kann میگیرند، نه könne.

