kollabieren
B1فعلبهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
JadoLearn Dictionary
kollabieren یعنی بهم ریختگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مجوز، صاحب نظر، واردبکار
هوار، فروریختگی، فروپاشی
زبان ویژه، نیزه بازی کردن، مایل
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
بهم ریختگی، معلق خوردن، غلت زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.