kollidieren
B1فعلتلاطم کردن، خوردن، تصادف کردن
JadoLearn Dictionary
kollidieren یعنی تلاطم کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تلاطم کردن، خوردن، تصادف کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تلاطم کردن، خوردن، تصادف کردن
تلاطم کردن، خوردن، تصادف کردن
تلاطم کردن، خوردن، تصادف کردن
مواجه گردیدن، برخورد، تقابل
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
گیرودار، چالش، ناسازگار بودن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.