برخورد کردن دو جسم یا وسیلهٔ متحرک به یکدیگر، اغلب ناگهانی یا شدید.
مثالهای طبیعی
Der Lieferwagen kollidierte an der Kreuzung mit einem Motorrad.
ون تحویل بار در تقاطع با یک موتورسیکلت تصادف کرد.
Zwei Frachtschiffe sind bei dichtem Nebel vor der Küste kollidiert.
دو کشتی باری در مه غلیظ نزدیک ساحل با هم برخورد کردند.
Der Radfahrer konnte bremsen, bevor er mit der geöffneten Autotür kollidierte.
دوچرخهسوار توانست پیش از برخورد با در باز ماشین ترمز کند.
نکتهٔ کاربردی
با «mit + Dativ» میآید و برخلاف بسیاری از افعال «-ieren» در کامل «sein» میگیرد.
