Kombattant
B1اسمقهرمان، پهلوان، رزمنده
JadoLearn Dictionary
Kombattant یعنی قهرمان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قهرمان، پهلوان، رزمنده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ویکتور، مخدوم، سنیور
بنده کردن
رزمنده، متحارب، جنگجو
قهرمان، پهلوان، رزمنده
تریلی
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.