معنی ۱neutral · 82%
دو یا چند چیز را به شکلی مناسب یا سودمند به هم پیونددادن.
مثالهای طبیعی
Sie kombiniert einen blauen Rock mit einer weißen Bluse.
او دامن آبی را با بلوزی سفید ست میکند.
Der Koch kombinierte Linsen mit frischen Kräutern.
آشپز عدس را با سبزیهای تازه ترکیب کرد.
Wir kombinieren die Daten aus zwei Tabellen.
دادههای دو جدول را با هم ترکیب میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
این فعل باقاعده و جدانشدنی از نوع -ieren است؛ kombiniert بدون ge- میآید و اغلب با mit + داتیو است.
درس کوتاه: kombinieren
دو یا چند چیز را به شکلی مناسب یا سودمند به هم پیونددادن. این فعل باقاعده و جدانشدنی از نوع -ieren است؛ kombiniert بدون ge- میآید و اغلب با mit + داتیو است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «kombinieren» مطابقت دارد؟
