فعالیت تجاری یا گرایش پررنگ به سودآوری که اغلب با لحن انتقادی بیان میشود
مثالهای طبیعی
Viele Besucher beklagen, dass beim Festival der Kommerz überhandnimmt.
بسیاری از بازدیدکنندگان گلایه دارند که تجارتزدگی بر جشنواره غلبه کرده است.
Die Redaktion versucht, journalistische Qualität und Kommerz auszubalancieren.
تحریریه میکوشد کیفیت روزنامهنگاری و منافع تجاری را متعادل کند.
Der Künstler wehrt sich gegen den Vorwurf, seine Arbeit diene nur dem Kommerz.
هنرمند اتهامِ صرفاً تجاری بودن کارش را رد میکند.
نکتهٔ کاربردی
Kommerz از Handel یا Geschäft ارزشیتر است و اغلب القا میکند که انگیزهٔ سود بر حوزهای مثل فرهنگ، رسانه یا ورزش غالب شده است.
