معنی ۱formal · 82%
گروهی که رسماً برای بررسی موضوعی یا ارائهٔ پیشنهاد تشکیل میشود.
مثالهای طبیعی
Die Kommission prüft den Vorschlag bis Ende Mai.
کمیسیون تا پایان مه پیشنهاد را بررسی میکند.
Eine unabhängige Kommission befragte die Zeugen.
یک کمیسیون مستقل از شاهدان پرسید.
Der Bericht der Kommission enthält drei Empfehlungen.
گزارش کمیسیون سه پیشنهاد دارد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه مؤنث است؛ در این معنا به هیئت رسمی اشاره دارد، نه حقالعمل فروش.
درس کوتاه: Kommission
گروهی که رسماً برای بررسی موضوعی یا ارائهٔ پیشنهاد تشکیل میشود. این واژه مؤنث است؛ در این معنا به هیئت رسمی اشاره دارد، نه حقالعمل فروش.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kommission» مطابقت دارد؟
