دشواری یا تعارضی که از ارتباط ناکارآمد یا بدفهمیده به وجود میآید
مثالهای طبیعی
Viele Konflikte im Team entstehen durch einfache Kommunikationsprobleme.
بسیاری از تعارضهای تیمی از مشکلات سادهٔ ارتباطی به وجود میآیند.
Unterschiedliche Fachbegriffe führten zu einem Kommunikationsproblem zwischen den Abteilungen.
اصطلاحات تخصصی متفاوت میان واحدها یک مشکل ارتباطی ایجاد کرد.
Ein kurzes Gespräch konnte das Kommunikationsproblem schnell klären.
یک گفتوگوی کوتاه توانست مشکل ارتباطی را سریع برطرف کند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه خنثی است و در محیط کار، روابط، ارتباط بینفرهنگی و سازمانها رایج است.
