با افزودن جزء یا اجزای باقیمانده، مجموعه یا گروهی را کاملکردن.
مثالهای طبیعی
Mit der letzten Schallplatte komplettierte sie ihre Sammlung.
او با بهدستآوردن آخرین صفحهٔ موسیقی، مجموعهاش را کامل کرد.
Zwei erfahrene Verteidiger sollen den Kader für die kommende Saison komplettieren.
قرار است دو مدافع باتجربه ترکیب تیم را برای فصل آینده تکمیل کنند.
Die fehlende Unterschrift komplettiert nun die Vertragsunterlagen.
امضای باقیمانده اکنون مدارک قرارداد را کامل میکند.
نکتهٔ کاربردی
گذرای نسبتاً رسمی است؛ عنصر آخر مجموعه را کامل میکند، درحالیکه «beenden» فقط فرایندی را پایان میدهد.
