معنی ۱neutral · 88%
جزء یا بخشی از یک سیستم بزرگتر
مثالهای طبیعی
Diese Komponente ist defekt.
این جزء خراب است.
Das System besteht aus mehreren Komponenten.
سیستم از چند جزء تشکیل شده است.
Wir ersetzen die alte Komponente.
جزء قدیمی را تعویض میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
Komponente جزء قابلشمارشی از یک سیستم، دستگاه یا ساختار بزرگتر است.

