Kompressor
C2اسممتراکم کننده، کمپرسور، متراکم کننده کمپرسور

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Kompressor یعنی متراکم کننده. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
متراکم کننده، کمپرسور، متراکم کننده کمپرسور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اشکاف لباس، موجودی لباس، صندوق خانه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.