معنی ۱neutral · 88%
سازشی که در آن هر طرف بخشی از خواستهٔ طرف دیگر را میپذیرد
مثالهای طبیعی
Wir suchen einen fairen Kompromiss.
دنبال یک سازش منصفانه هستیم.
Am Ende fanden beide Seiten einen Kompromiss.
در پایان دو طرف به سازش رسیدند.
Der Kompromiss ist für alle akzeptabel.
این سازش برای همه قابلقبول است.
نکتهٔ کاربردی
عبارت رایج einen Kompromiss finden زمانی بهکار میرود که هر دو طرف کوتاه میآیند.

