kondensieren
B1فعلسطحه، عرشه، اشکوب
JadoLearn Dictionary
kondensieren یعنی سطحه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سطحه، عرشه، اشکوب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سطحه، عرشه
سطحه، عرشه، اشکوب
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن، شانه کردن
خواهش، میل کردن، آرزو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.