فرقه یا مذهب دینی، یا وابستگی فرد به چنین جامعهٔ مذهبی، بهویژه در مسیحیت
مثالهای طبیعی
Die Statistik unterscheidet die Bevölkerung nach Alter, Herkunft und Konfession.
آمار، جمعیت را بر اساس سن، خاستگاه و وابستگی مذهبی تفکیک میکند.
Die Schule nimmt Kinder unabhängig von ihrer Konfession auf.
مدرسه کودکان را فارغ از مذهبشان میپذیرد.
Zwischen den Konfessionen bestanden lange theologische Spannungen.
میان مذاهب مختلف مدتها تنشهای الهیاتی وجود داشت.
نکتهٔ کاربردی
Konfession از Religion خاصتر است. Religion میتواند اسلام، مسیحیت یا بودیسم باشد، اما Konfession اغلب شاخهها یا مذاهب درون یک دین، بهویژه مسیحیت، را تفکیک میکند.
