به ارزشها یا عادتهای جاافتاده پایبند بودن و با احتیاط تغییر کردن.
مثالهای طبیعی
Er vertritt eher konservative politische Ansichten.
او دیدگاههای سیاسی نسبتاً محافظهکارانهای دارد.
Für die Hochzeit wählte sie ein konservatives Kleid.
او برای عروسی لباسی سنتی انتخاب کرد.
Die Bank kalkuliert konservativ mit niedrigeren Einnahmen.
بانک درآمد را محتاطانه و کمتر برآورد میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای دیدگاه سیاسی، پوشش یا برآورد محتاطانه بهکار میرود؛ معنای سیاسی به بافت بستگی دارد.
درس کوتاه: konservativ
به ارزشها یا عادتهای جاافتاده پایبند بودن و با احتیاط تغییر کردن. برای دیدگاه سیاسی، پوشش یا برآورد محتاطانه بهکار میرود؛ معنای سیاسی به بافت بستگی دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «konservativ» مطابقت دارد؟
