بنیه و وضعیت پایهٔ جسمانی و گاه روانیِ یک فرد
مثالهای طبیعی
Trotz seines Alters verfügt er über eine robuste Konstitution.
با وجود سنش، بنیهٔ جسمانی نیرومندی دارد.
Die hohe Belastung setzt eine stabile körperliche Konstitution voraus.
این فشار زیاد به بنیهٔ جسمانی پایدار نیاز دارد.
Ihre schwache Konstitution machte die Genesung langwieriger.
بنیهٔ ضعیف او روند بهبود را طولانیتر کرد.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی امروز، Konstitution بیشتر به بنیه یا وضعیت جسمانی فرد اشاره دارد. برای قانون اساسی یک کشور معمولاً Verfassung واژهٔ معیار است.
