معنی ۱neutral · 82%
چیدمانِ طراحیشدهٔ اجزایی که دستگاه، بنا یا سامانهای را میسازند.
مثالهای طبیعی
Die Konstruktion trägt das Dach auch bei starkem Wind.
این سازه حتی در باد شدید هم سقف را نگه میدارد.
Für das Regal wählte sie eine einfache Konstruktion.
او برای قفسه طرحی ساده انتخاب کرد.
Die neue Konstruktion spart Material und Platz.
طرح تازه در مصرف مواد و فضا صرفهجویی میکند.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث است و میتواند هم طرح و هم سازهٔ حاصل از آن را برساند.
درس کوتاه: Konstruktion
چیدمانِ طراحیشدهٔ اجزایی که دستگاه، بنا یا سامانهای را میسازند. اسم مؤنث است و میتواند هم طرح و هم سازهٔ حاصل از آن را برساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Konstruktion» مطابقت دارد؟
