مقدار یا تعداد مشخصی که برای هدف یا گروهی معین اختصاص داده شده است
مثالهای طبیعی
Für Studierende ist ein begrenztes Kontingent an Karten reserviert.
سهمیهٔ محدودی از بلیتها برای دانشجویان کنار گذاشته شده است.
Das jährliche Kontingent für das Programm wurde vollständig ausgeschöpft.
سهمیهٔ سالانهٔ این برنامه بهطور کامل مصرف شده است.
Der Veranstalter hat ein Kontingent von fünfzig Zimmern gebucht.
برگزارکننده سهمیهای شامل پنجاه اتاق رزرو کرده است.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، Kontingent یک سهمیهٔ از پیش تعیینشده است. ساختهای رایج ein Kontingent an + Dativ و ein Kontingent von + عدد هستند.
