معنی ۱neutral · 88%
حسابی در یک بانک، وبسایت یا سرویس که به یک کاربر تعلق دارد
مثالهای طبیعی
Ich habe auf der Website ein Konto erstellt.
من در آن وبسایت یک حساب ایجاد کردم.
Sie hat zwei Konten bei derselben Bank.
او در یک بانک دو حساب دارد.
Verwende für dein Konto ein starkes Passwort.
برای حساب خود از یک رمز عبور قوی استفاده کن.
نکتهٔ کاربردی
Konto یک اسم آلمانی با حرف تعریف das است و شکل جمع آن Konten است.
