kontrahieren
B1فعلاجتماع کردن، مجتمع شدن، گرد آمدن

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
kontrahieren یعنی اجتماع کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اجتماع کردن، مجتمع شدن، گرد آمدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سیم، تار، وتر
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
فهرست، اسم، نام دادن
شوخی کردن، سخنان نیشدارگفتن، شانه کردن
خواهش، میل کردن، آرزو
نگران، دلواپسی، دلهره
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.