معنی ۱neutral · 88%
تمرکز ذهنی یا، در کاربرد تخصصی، میزان حضور یک ماده در یک مخلوط
مثالهای طبیعی
Für die Aufgabe brauche ich Konzentration.
برای این کار به تمرکز نیاز دارم.
Ruhe verbessert die Konzentration.
آرامش تمرکز را بهتر میکند.
Die Konzentration der Lösung ist hoch.
غلظت محلول بالاست.
نکتهٔ کاربردی
برای تمرکز ذهنی ساخت Konzentration auf + Akkusativ رایج است؛ در کاربرد تخصصی واژه میتواند به میزان غلظت هم اشاره کند.

