معنی ۱neutral · 90%
بخشی از بدن که مغز، چشمها، گوشها، بینی و دهان را در خود دارد.
مثالهای طبیعی
Mein Kopf tut heute weh.
امروز سرم درد میکند.
Sie hat einen Hut auf dem Kopf.
او کلاهی بر سر دارد.
Dreh bitte den Kopf nach links.
لطفاً سرت را به چپ بچرخان.
نکتهٔ کاربردی
Kopf برای اشاره به سر بهعنوان بخشی از بدن است؛ عبارتهای رایج: Kopfschmerzen haben و den Kopf drehen.
ترکیبهای رایج
Kopfschmerzen haben — سردرد داشتنden Kopf drehen — سر را چرخاندنvon Kopf bis Fuß — از سر تا پا
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Kopf
Kopf مذکر است: der Kopf؛ جمع آن Köpfe است. برای درد میگوییم Kopfschmerzen haben.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
