Kordel
B1اسمسیم، تار، وتر
JadoLearn Dictionary
Kordel یعنی سیم. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سیم، تار، وتر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سیم، تار، وتر
سیم، تار، وتر
رشته کردن، زه کردن، برشته کشیدن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
کلاهک
سقف، تاق، طاق
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.