معنی ۱neutral · 82%
تغییری که خطای متن یا چیز دیگری را برطرف میکند.
مثالهای طبیعی
Die Korrektur der Adresse dauerte nur eine Minute.
اصلاح نشانی فقط یک دقیقه طول کشید.
Bitte übernehmen Sie die Korrekturen im zweiten Absatz.
لطفاً اصلاحات بند دوم را اعمال کنید.
Vor dem Druck liest sie die letzte Korrektur.
او پیش از چاپ آخرین نمونهٔ تصحیحشده را میخواند.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث است؛ اصلاح را انجام میدهند یا اعمال میکنند. برای متن، خودِ بازبینی خطاها را هم میرساند.
درس کوتاه: Korrektur
تغییری که خطای متن یا چیز دیگری را برطرف میکند. اسم مؤنث است؛ اصلاح را انجام میدهند یا اعمال میکنند. برای متن، خودِ بازبینی خطاها را هم میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Korrektur» مطابقت دارد؟
