Korrespondent
C2اسمکارگزار، مکاتبه کننده، مخبر
JadoLearn Dictionary
Korrespondent یعنی کارگزار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کارگزار، مکاتبه کننده، مخبر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نطاق، سخن ران، متکلم
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.