معنی ۱neutral · 88%
پیداکردن و اصلاحکردن خطا در چیزی
مثالهای طبیعی
Sie korrigiert einen Fehler im Bericht.
او یک خطا را در گزارش اصلاح میکند.
Der Lehrer korrigiert am Wochenende die Tests.
معلم آخر هفته آزمونها را تصحیح میکند.
Bitte korrigieren Sie Ihre Adresse im Formular.
لطفاً آدرستان را در فرم اصلاح کنید.
نکتهٔ کاربردی
الگوی اصلی jemanden/etwas korrigieren است و معمولاً اشتباه، متن، پاسخ یا اطلاعات نقش مفعول را دارد.

