معنی ۱formal · 90%
تخریب تدریجی یک ماده، بهویژه فلز، بر اثر واکنشهای شیمیایی یا الکتروشیمیایی
مثالهای طبیعی
Salzwasser beschleunigt die Korrosion an Metallteilen.
آب شور خوردگی قطعات فلزی را تسریع میکند.
Eine Schutzschicht kann Korrosion wirksam verhindern.
یک پوشش محافظ میتواند بهطور مؤثر از خوردگی جلوگیری کند.
Die Prüfung ergab fortgeschrittene Korrosion an mehreren Leitungen.
بازرسی خوردگی پیشرفته در چند لوله را نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
Korrosion اصطلاح فنی گستردهتری برای تخریب مواد است. Rost مشخصاً به زنگ و محصولات خوردگی آهن و فولاد اشاره دارد.
