آسیب به احساسات یا عزتنفس شخص بر اثر بیاحترامی، طرد یا تحقیر.
مثالهای طبیعی
Die Bemerkung über ihre Herkunft empfand sie als tiefe Kränkung.
او آن اظهار نظر دربارهٔ تبارش را اهانتی عمیق تلقی کرد.
Noch Jahre später sprach er von der Kränkung durch seinen älteren Bruder.
حتی سالها بعد از رنجشی حرف میزد که برادر بزرگترش به او وارد کرده بود.
Eine aufrichtige Entschuldigung konnte die Kränkung zumindest teilweise lindern.
عذرخواهی صمیمانه توانست دستکم بخشی از رنجش را التیام دهد.
نکتهٔ کاربردی
میتواند هم به رفتار آزارنده و هم احساس آسیبدیدگی اشاره کند و لزوماً توهین حقوقی نیست.
