معنی ۱neutral · 88%
قوی از نظر هیکل، نیرو یا شدت
مثالهای طبیعی
Er ist kräftig gebaut.
او هیکل قوی و درشتی دارد.
Am Nachmittag wehte ein kräftiger Wind.
بعدازظهر باد شدیدی میوزید.
Für das Logo haben sie ein kräftiges Blau gewählt.
برای لوگو یک آبی پررنگ انتخاب کردند.
نکتهٔ کاربردی
ترجمه با اسم تغییر میکند: kräftiger Mann، kräftiger Wind و kräftige Farbe همگی نوعی قدرت یا شدت را بیان میکنند.

