معنی ۱neutral · 90%
بیمار و در وضعیت سالم نبودن
مثالهای طبیعی
Das Kind ist heute krank.
کودک امروز بیمار است.
Meine kranke Schwester bleibt im Bett.
خواهر بیمارم در تخت میماند.
Tom ist kränker als gestern.
تام از دیروز بیمارتر است.
نکتهٔ کاربردی
krank صفت رایج برای بیان بیماری است و متضاد آن gesund است. پس از sein بدون پسوند میآید: Ich bin krank. پیش از اسم، پسوند معمول صفت را میگیرد: ein krankes Kind.
ترکیبهای رایج
— بیمار بودن

