زنی که شغلش مراقبت حرفهای از بیماران یا افراد آسیبدیده، بهویژه در بیمارستان است
مثالهای طبیعی
Die Krankenschwester kontrollierte regelmäßig den Blutdruck des Patienten.
پرستار بهطور منظم فشار خون بیمار را کنترل میکرد.
Ihre Mutter arbeitet seit zwanzig Jahren als Krankenschwester.
مادرش بیست سال است که بهعنوان پرستار کار میکند.
Eine Krankenschwester beruhigte das verletzte Kind vor der Untersuchung.
یک پرستار پیش از معاینه کودک آسیبدیده را آرام کرد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه همهجا قابل فهم است، اما عنوانهای رسمی شغلی در نظامهای درمانی آلمانیزبان تغییر کردهاند.
