معنی ۱neutral · 82%
توانایی پدیدآوردن ایدههای نو یا راهحلهای ابتکاری.
مثالهای طبیعی
Beim Bau der Pappstadt zeigte die Klasse viel Kreativität.
کلاس هنگام ساخت شهر مقوایی خلاقیت زیادی نشان داد.
Kreativität hilft dem Team, ungewöhnliche Lösungen zu finden.
خلاقیت به گروه کمک میکند راهحلهای نامعمول پیدا کند.
Freie Zeit gibt ihrer Kreativität neuen Raum.
وقت آزاد به خلاقیت او مجال تازهای میدهد.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ به توانایی اشاره دارد، نه یک اثر هنری مشخص.
درس کوتاه: Kreativität
توانایی پدیدآوردن ایدههای نو یا راهحلهای ابتکاری. اسم مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ به توانایی اشاره دارد، نه یک اثر هنری مشخص.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kreativität» مطابقت دارد؟
