شخص یا سازمانی که وام میگیرد و طبق قرارداد موظف به بازپرداخت آن است.
مثالهای طبیعی
Die Bank gewährte dem Kreditnehmer wegen seiner Erkrankung einen Zahlungsaufschub.
بانک به دلیل بیماریِ وامگیرنده، به او مهلت بازپرداخت داد.
Mehrere Kreditnehmer beanstandeten die unerwarteten Gebühren in ihren Verträgen.
چند وامگیرنده به کارمزدهای پیشبینینشده در قراردادهایشان اعتراض کردند.
Als Kreditnehmer trägt die Gemeinde das Risiko steigender Zinsen.
شهرداری در مقام وامگیرنده، خطر افزایش نرخ بهره را بر عهده دارد.
نکتهٔ کاربردی
با «Kreditgeber» یعنی وامدهنده اشتباه نشود؛ واژه برای نهادها هم استفاده میشود.
