معنی ۱neutral · 82%
در مسیری دایرهای پیرامون نقطه یا شیئی حرکت کردن.
مثالهای طبیعی
Ein Hubschrauber kreiste über dem Stadion.
یک بالگرد بالای ورزشگاه چرخ میزد.
Die Erde kreist um die Sonne.
زمین به دور خورشید میگردد.
Mücken kreisten um die Lampe auf der Terrasse.
پشهها دور چراغ ایوان میچرخیدند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با um و مفعول آکوزاتیو میآید؛ اسم مفعول آن gekreist است.
درس کوتاه: kreisen
در مسیری دایرهای پیرامون نقطه یا شیئی حرکت کردن. اغلب با um و مفعول آکوزاتیو میآید؛ اسم مفعول آن gekreist است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «kreisen» مطابقت دارد؟
