معنی ۱neutral · 82%
حرکت پیوستهٔ خون در قلب و رگهای بدن.
مثالهای طبیعی
Ein kurzer Spaziergang bringt den Kreislauf in Schwung.
پیادهروی کوتاه گردش خون را به جریان میاندازد.
Bei der Untersuchung prüfte die Ärztin den Kreislauf.
پزشک هنگام معاینه گردش خون او را بررسی کرد.
Nach der langen Wanderung war sein Kreislauf wieder stabil.
پس از پیادهروی طولانی، گردش خونش دوباره پایدار شد.
نکتهٔ کاربردی
اسم مذکر است؛ ترکیبهایی مانند تقویت گردش خون رایجاند. در واژهٔ Kreislauf نیز چرخهٔ مواد معنای جداگانهای دارد.
درس کوتاه: Kreislauf
حرکت پیوستهٔ خون در قلب و رگهای بدن. اسم مذکر است؛ ترکیبهایی مانند تقویت گردش خون رایجاند. در واژهٔ Kreislauf نیز چرخهٔ مواد معنای جداگانهای دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kreislauf» مطابقت دارد؟
