معنی ۱neutral · 82%
خط یا مسیری دیگر را قطع کردن یا از روی آن گذشتن.
مثالهای طبیعی
Die neue Straße kreuzt hier die Bahnlinie.
جادهٔ تازه اینجا از خط راهآهن میگذرد.
Am Zebrastreifen kreuzten sich unsere Wege.
مسیرهای ما در گذرگاه عابر پیاده به هم رسید.
Der Kapitän kreuzte den Kanal bei ruhigem Wetter.
ناخدا در هوای آرام از کانال عبور کرد.
نکتهٔ کاربردی
فعل باقاعده با مفعول آکوزاتیو است؛ کشتی نیز میتواند از تنگهای عبور کند.
درس کوتاه: kreuzen
خط یا مسیری دیگر را قطع کردن یا از روی آن گذشتن. فعل باقاعده با مفعول آکوزاتیو است؛ کشتی نیز میتواند از تنگهای عبور کند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «kreuzen» مطابقت دارد؟
