معنی ۱neutral · 90%
فردی که مرتکب جرم میشود یا بهدلیل اعمال مجرمانه محکوم شده است
مثالهای طبیعی
Die Polizei vermutet, dass die Kriminellen überregional zusammenarbeiten.
پلیس گمان میکند مجرمان در چند منطقه با هم همکاری میکنند.
Verurteilte Kriminelle können unter bestimmten Bedingungen früher entlassen werden.
مجرمان محکومشده در شرایطی خاص میتوانند زودتر آزاد شوند.
Nicht jeder Verdächtige ist automatisch ein Krimineller.
هر فرد مظنونی لزوماً مجرم نیست.
نکتهٔ کاربردی
چون Kriminelle صفت اسمیشده است، شکلهایی مانند ein Krimineller، eine Kriminelle و die Kriminellen رایجاند.
